به گزارش جهان به نقل از تسنیم، این فیلم سینمایی در دومین روز از اکرن خود در تاریخ پنجشنبه ۲۲ آبان ماه در سینما آزادی به دو سانس فوق العاده در ساعت ۲۲ و ۱:۱۰ دقیقه بامداد رسید.همچنین نمایش این فیلم در مجتمع سینمایی کوروش و سینما ایران با استقبال مواجه شد. علی سرتیپی مدیرعامل شرکت تولید و پخش فیلمیران در خصوص اولین آمار فروش «شیار ۱۴۳» به نویسندگی و کارگردانی نرگس آبیار گفت: «شیار ۱۴۳» طی ۲ روز اول اکران خود با در اختیار داشتن ۲۶ سالن سینما در تهران ۶۵ میلیون تومان فروش کرده است که شب گذشته سینما آزادی رکورددار فروش در بین سینماهای نمایش دهنده این فیلم با فروش ۱۳ میلیون تومانی بوده است.وی افزود: نکته بسیار قابل تأمل در مورد «شیار ۱۴۳» رضایت مخاطبان بود به طوری که پس از پایان هر سئانس نمایش مخاطبان در سالن میماندند و به تشویق عوامل و سازندگان فیلم میپرداختند.استقبال مردمی از فیلم «شیار ۱۴۳» تنها معطوف به تهران نبوده است و براساس آمار به دست آمده از فروش گیشه در شهرستان ها، میزان استقبال از فیلم منتخب مردمی جشنواره فیلم فجر، در شهرستان ها خوب و استقبال از این فیلم در سینماهای یزد، مشهد، تبریز چشمگیر بوده است.محمد حسین قاسمی تهیه کننده فیلم «شیار ۱۴۳» که عصر روز گذشته ساعت ۱۸ به اتفاق نرگس آبیار کارگردان و جمعی از بازیگران، این فیلم را در سینما آزادی با مردم تماشا کردند درباره واکنش مردم گفت: دیدن فیلم «شیار ۱۴۳» با مردم تجربه ارزنده ای بود و از نزدیک شاهد ارادت مردم به شهدا و مادران شهید بودیم.وی افزود: ارادت مردم به خانواده شهدا به اندازه ای بود که بعد از دیدن فیلم برداشت و احساس خود از فیلم «شیار ۱۴۳» را با عوامل در میان می گذاشتند و برای ساخت این فیلم سینمایی ما را مورد لطف قرار می دادند.این فیلم داستان بانویی با نام الفت است که فرزندش به جبهه رفته و او سال هاست چشم به راه اوست تا اینکه این چشم به راهی با خبری به پایان می رسد...فیلم «شیار ۱۴۳» اثر تحسین شده تماشاگران سینمای ایران در سی و دومین جشنواره فیلم فجر بوده است. در این فیلم سینمایی مریلا زارعی، مهران احمدی، گلاره عباسی، جواد عزتی، یداله شادمانی، سامان صفاری، زهرا مرادی، مهیا دهقانی، حسام بیگدلو بازی کرده اند. |
↧
آمار خیره کننده فروش «شیار ۱۴۳»
↧
«مرتضی پاشایی» درگذشت
↧
↧
یکی ازمشکلات اساسی صداوسیما چیست؟
ثبت نام پنجمین دوره جشنواره مردمی فیلم عماربه گزارش جهان به نقل از عمارفیلم، در نشست این هفته فیلمسازان جوان سینمای انقلاب مستند «۱۶۲» اکران شد. مستند ۱۶۲ کاری از بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) است که بیست و چهار ساعت از برنامه های نوروزی صدا و سیما را زیر ذره بین قرار داده است.سیدمحمدرضا فیاضی، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه مجری کارشناس نشست بود و از بین عوامل ساخت این مستند نیز علی فروغی اصل به عنوان تهیه کننده در این جلسه حضور داشت و به سؤالات حاضران پاسخ داد. همچنین مهدی کریمی، مدیر طرح و برنامه شبکه دوم سیما نیز به حسینیه هنر آمده بود و در بین شرکت کنندگان در نشست حضور داشت.بیست و دومین نشست فیلم سازان جوان سینمای انقلاب با نمایش کلیپ چکیده نشست بیست و یکم آغاز شد. سپس طبق اعلام قبلی مستند ۱۶۲ اکران شد و پس از آن نیز علی فروغی اصل و سیدمحمدرضا فیاضی روی سن رفتند تا میزگرد بحث و نقد این هفته آغاز شود. از کی پول گرفتی؟تهیه کننده مستند ۱۶۲ در ابتدای این میزگرد به شرح چرایی انتخاب «نقد رسانه ملی» به عنوان سوژه کارش پرداخت و گفت: زمانی که من مسئول فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) بودم در جلسات شورای واحد فرهنگی بسیج دانشگاه که با موضوع بررسی معضلات فرهنگی جامعه برگزار می شد نظر جمع این بود که رسانه ملی علی رغم نقش مهمی که دارد کمتر مورد توجه است و در حالی که مدیران وزارت ارشاد و سازمان سینمایی ارشاد را همه می شناسند و آن ها را حتی تا سطح مدیران جزء نقد می کنند اما کسی مدیران رسانه ملی را نمی شناسد و تا حالا کسی ندیده است دکتر دارابی، آقای بخشی زاده، آقای مقیسه یا مهندس ضرغامی در جلسه ای نقد شوند، در حالی که مخاطبان صدا و سیما خیلی بیشتر هستند و مقام معظم رهبری نیز فرموده اند صدا و سیما عمده ترین مرکز هدایت فکری جامعه است.علی فروغی اصل با بیان اینکه در رسانه ملی با یک نوع دیکتاتوری رسانه ای مواجهیم گفت: متأسفانه کسی جرئت نمی کند رسانه ملی را نقد کند و برخورد خوبی هم با منتقدان نمی شود، من با اینکه چهار پنج سال تهیه کننده صدا و سیما بودم بعد از اینکه ۱۶۲ را ساختم یکی از مسئولان رسانه من را خواست و گفت از چه کسی پول گرفته ای تا این مستند را بسازی. من هم توضیح دادم که دغدغه انقلاب اسلامی و بسیج و این حرف ها، آن فرد دوباره حرفش را تکرار کرد و بار سوم هم پرسید از چه کسی خط گرفته ای تا این را بسازی.فروغی اصل با بیان اینکه ۱۶۲ نخستین تجربه او در کارهای تصویری بود گفت: خودم نقدهای زیادی به لحاظ تکنیکی یا محتوایی به این مستند وارد می دانم اما در آن زمان می خواستیم فقط از خدا بترسیم و با این مستند در نقد صدا و سیما فتح باب کنیم. مشکل از مدیران غیر انقلابی استوی افزود: ما آگاهانه یک مقطع کوتاه از برنامه های صدا و سیما را در این مستند انتخاب و نقد کردیم چون اگر این کار را نمی کردیم مدیران رسانه ادعا می کردند وقوع چند مورد اشتباه در بلند مدت در برنامه های صدا و سیما طبیعی است و کنار هم گذاشتن آنها چیزی را ثابت نمی کند، به همین خاطر فقط برش های مربوط به ۲۴ ساعت از برنامه های تلویزیون را انتخاب کردیم تا جای حرف و حدیثی باقی نماند.فروغی اصل در ادامه سخنان خود راهکارهای اصلاح صدا و سیما را مورد بحث قرار داد و افزود: در چهار پنج سالی که در صداوسیما هستم با دقت می گویم کار تلویزیون سخت نیست، البته نه اینکه آسان باشد، اما سخت و نشدنی هم نیست بلکه مشکل صدا و سیما به خاطر فقدان اعتقاد انقلابی مدیران آن است.فروغی اصل خاطرنشان کرد: در صدا و سیمایی که برنامه هایی مثل هفت و سینما اکران با بودجه های زیاد خود سازمان می چرخند با برنامه های ققنوس و ثریا مثل پفک نمکی برخورد می شود، ثریا وقتی پولش تمام شد آنتن را از او گرفتند و ققنوس هم تا وقتی پول نداده بود به او آنتن ندادند. نباید پا پس بکشیمدر ادامه این برنامه سیدمحمدرضا فیاضی در خصوص سخنان علی فروغی گفت: حزب اللهی ها باید این مشکلاتی را که آقای فروغی گفت تحمل کنند چون بخش شبه روشنفکری که در بدنه رسانه نفوذ دارند اصولاً معتقدند حزب اللهی ها نباید سراغ مسائل رسانه ای بروند، به این خاطر می گویم این اتفاقات و برخوردها در ابتدای راه دور از انتظار نیست کما اینکه نظیر این برخوردها با مرتضی آوینی نیز انجام می شد اما وی اهل هزینه کردن بود. به نظر من حزب اللهی ها بهتر است بیش از پیش با ورود عملی به فضای رسانه اولا فضای واقعی کار را لمس کنند و ثانیا متهم به خارج از گود نشستن و بهانه گیری نشوند. فیاضی گفت من این جمله سعید قاسمی را خیلی می پسندم که درجایی راجع به فعالیت های فرهنگی گفتند در شرایطی فعلی کارهای پارتیزانی حزب اللهی خیلی جواب می دهد.کارهایی که در مقیاس خرد و به صورت ماکت نمونه ای از کارهای رسانه ای خلاق و جدید را ارائه می دهد که به شرط برخورداری از کیفیت می تواند یک مدل تجویزی برای رسانه ها باشد. مثلا کارهایی از جنس «دکتر سلام» خارج از نقدهایی که به آن وارد است؛ یا برگزاری جشنواره عمار خارج از بحث روی کیفیت آثار یکی از نمونه هایی است که با خط شکنی عملی، مورد توجه رسانه های بزرگی مثل صداوسیما هم قرار گرفته است و در مواردی مثل برنامه حساس نشو به همکاری هم دعوت شده اند. ضعف قانون، یکی از مشکلات اساسی صدا و سیمابیست و دومین نشست فیلمسازان جوان سینمای انقلاب با سخنان یکی از شرکت کنندگان ادامه یافت. این شرکت کننده با بیان اینکه صدا و سیما را با سه معیار تماشاسنجی، رضایت سنجی و اثرسنجی می توان نقد کرد افزود: تماشاسنجی یعنی تعداد مخاطبان ملاک هستند، معیار رضایت سنجی هم بر اساس درصد رضایت بینندگان از برنامه هاست اما در معیار اثرسنجی به این نگاه می کنند که اثر برنامه های تولیدی سازمان چیست، متأسفانه برای مدیران سازمان که من قبول دارم آدم های مذهبی و معتقدی هستند فقط ملاک تماشاسنجی اهمیت دارد و به همین خاطر صدا و سیما به این روز افتاده است.این شرکت کننده همچنین ضعف قانون را یکی از مشکلات اساسی صدا و سیما بر شمرد و گفت: در سال ۶۸ در قانون اساسی بازنگری و نظارت بر صدا و سیما به عهده شورای نظارت قرار گرفت و مقرر شد قوانین مربوط به کیفیت نظارت بر صدا و سیما تدوین شود، این موضوع در حکم انتصاب مقام معظم رهبری برای اولین مدیر صدا و سیما بعد از تغییر قانون نیز بازتاب داشت و ایشان تأکید کرده بودند لايحه قانون اداره ي صدا و سيما به سرعت تهیه و به مجلس داده شود اما هنوز بعد از گذشت بیست و چند سال هم این فرمان اجرا نشده است و تکلیف نظارت بر سازمان مشخص نیست.وی خاطرنشان کرد: من از آقای فروغی بسیار متشکرم و معتقدم ما برای اصلاح صدا و سیما به فیلم سازان شجاعی مثل ایشان نیاز داریم، اما معتقدم مهمترین مستند و نقدی که درباره صدا و سیما می شود کار کرد همین است که چرا قوانین مورد نیاز اداره صدا و سیما نوشته نمی شود. ماجرای بیانیه گروه جهاد صدا و سیما علیه آوینیدر ادامه این نشست مجری کارشناس برنامه با اشاره به مقالات آینه جادوی شهید آوینی گفت: ظاهرا ما با یک تناقض رو به رو هستیم. از یک طرف بر اساس آموزه های دینی استفاده از لهو و لغو و مطالب غیرمفید به هر بهانه ای مقبوح است و از طرف دیگر ایجاد جذابیت با استفاده از نیازهای مختلف مخاطب آن هم برای آنتنی که قرار است بیست و چهار ساعته و در رقابت با شبکه های مختلف برنامه تولید کند؛ امری است که شاید ما را مجبور کند تا با رعایت حداقل های اخلاقی به تولید برنامه هایی بپردازیم که از کیفیت کافی برخوردار نیستند. از طرف دیگر مخاطب زرد از مشکلات دیگر فضای رسانه است. مخاطبی که عادت کرده است تا از رسانه مطالب سطحی و مبتذل درخواست کند. فیاضی در قالب این مطالب نظر علی فروغی را پیرامون این مساله جویا شد و از او خواست تا دیدگاهش را درباره این تناقض ظاهری در رعایت حداکثر جذابیت در رسانه و نگاه دینی ما نسبت به قباحت مسائل لهوی و هزل توضیح دهد. فروغی در پاسخ گفت: خیلی خوب شد که حرف از شهید آوینی شد. آقای فارسی تعریف می کند که یکبار در زمان جنگ شهید آوینی در یکی از کلاس های تابستانی که در صدا و سیما بود با اورکت پاسداری شرکت می کند. از ایشان پرسیدند چرا وسط تابستان با اورکت به کلاس آمده ای؟ شهید آوینی جواب می دهد می خواستم بگویم من مثل اینها نیستم، یعنی اختلافات در این حد وجود داشت.علی فروغی اصل افزود: یک بار شهید آوینی در روزنامه کیهان سه مقاله با اسم مستعار نوشت، بعداً بعضی از آدمهای تلویزیون وقتی فهمیدند این مقالات کار شهید آوینی بوده است به اسم اعضا و مسئول گروه جهاد تلویزیون علیه او بیانیه می دهند و می گویند شهید آوینی اصلاً در گروه جهاد کار جدی ای نکرده است، این چیزی است که اینهایی که در سالگرد شهادت آوینی برایش برنامه می گیرند هیچ وقت اعلام نمی کنند. ترجیح ارتقای کیفی بر گسترش کمی برنامه هافروغی سپس به سخنان مقام معظم رهبری در جمع مسئولان صدا و سیما در سال ۶۹ اشاره کرد و گفت: مقام معظم رهبری در آن دیدار صراحتاً به مسئولان صدا و سیما می گویند اگر یک زمان نتوانستند برنامه با محتوای مناسب تولید کنند بهتر است به جای پخش یک برنامه نامناسب یا خنثی از مخاطبان عذرخواهی کنند و بگویند ما نتوانستیم برای این ساعت برنامه پیدا کنیم و این ساعت برنامه نداریم.فروغی اصل خاطرنشان کرد: این سخنان نشان می دهند برای آقا ارتقای کیفی تلویزیون بر گسترش کمی آن ارجحیت دارد .وی در ادامه با بیان اینکه تلاش های منفی و مخالفت با هنرمندان انقلابی نمی تواند مانع از رشد آن ها شود گفت: الان مدتی است که در حوزه مستند سیلی راه افتاده است و فیلمسازان حزب اللهی کارهای خیلی خوبی ساخته اند و اگر روند به همین شکل ادامه پیدا کند اوضاع طی سالهای آتی تغییر خواهد کرد.در ادامه این نشست سیدمحمدرضا فیاضی با نقد سخنان فروغی اصل، ترویج سبک زندگی غربی را از رویکرد های مهم رسانه های غربی برای تغییر در اعتقادات مردم خواند و خاطرنشان کرد: ماکس وبر جامعه شناس آلمانی می گفت شما برای اینکه ذهن و اعتقادات یک فرد را تغییر دهید ابتدا سبک زندگی و حوزه رفتاری او را عوض کنید تا ذهن او نیز تدریجاً تغییر می کند. همین الگو در رسانه های غربی عینا دنبال می شود تا با استفاده از حوزه عینیات و سبک زندگی، فضای ذهنیات و باورهای جوامع دست خوش تغییر شود. به همین خاطر است که در موضوعاتی که ما شاید فقط کتاب داشته باشیم غربی ها به صورت عملیاتی وارد شده اند و فیلم های سینمایی یا برنامه های تلویزیونی ساخته اند. فیاضی در تشریح این مسئله از یک مثال استفاده کرد و گفت: چند وقتی است که شبکه من و تو که روی سبک زندگی تمرکز دارد روی بحث سگ تولید برنامه می کند، یک روز به این موضوع به صورت طنز می پردازند، روز بعدی از بینندگان می خواهند تصاویری از سگ هایشان را برایشان بفرستند، یک روز دیگر برنامه می گذارند و متخصص دامپزشکی را می آورند که می گوید باکتری هایی که در دهان سگ است از باکتری های دهان انسان کمتر است. یعنی آرام آرام با این برنامه ها به سمت عادی سازی داشتن سگ و قبح شکنی از این موضوعات حرکت می کنند و این ها در شرایطی است که کارهای رسانه ای ما علی رغم ظرفیت های بالای عقیدتی و دینی در حد حرف و نهایتا چند کتاب باقی مانده است و ورود جامع و کاملی به حوزه عملی رسانه نداشته ایم. حرکت های خط شکن حزب اللهی را تکثیر کنیمفیاضی با این تذکر که برجسته کردن برخی مشکلات محتوایی صدا و سیما و ساخت مستند راجع به آن ها علی رغم اینکه از دغدغه های دینی و انقلابی نشات گرفته است و می تواند فتح باب قابل قبولی برای ورود به این حوزه باشد؛ آن را بسیار ناکافی و حداقلی دانست و خاطرنشان کرد: موضوع اصلی این است که خودمان برای گفتمان انقلاب اسلامی کار کنیم و فیلم بسازیم و البته در نقد وضعیت موجود این را فراموش نکنیم که جایگاه ما به عنوان یک رسانه دینی باید در قیاس با وضعیت نسبی دیگر رسانه ها نقد شود. وی با توضیح اینکه ما هنوز در ابتدای راه هستیم گفت: مثلا در بخش خبر ما حدود سی سال است که کار را از صفر شروع کرده ایم اما بخش خبر رسانه ای مثل بی بی سی بیش از یکصد سال سابقه کار دارد و از نظر امکانات و تجربه به صورت طبیعی از ما جلوتر است پس در صحبت و نقد باید اینها را مد نظر داشته باشیم تا نقدهای ما منجر به القای فضای یاس و ناامیدی و یا تخریب فعالیت های رسانه ای جبهه انقلاب اسلامی نشود.فیاضی تأکید کرد: نباید طوری باشیم که دیگران بگویند ما بیرون گود نشسته ایم و فقط بهانه جویی می کنیم، ما خودمان باید کار عملی رسانه ای داشته باشیم.سید محمدرضا فیاضی در ادامه سخنان خود به معرفی کتابی درباره الگوی هنجاری رسانه پرداخت و گفت: کتاب « الگوی هنجاری رسانه ملی از دیدگاه رهبران جمهوری اسلامی » کتاب خیلی مفیدی است که دانشگاه امام صادق (ع) در سال ۹۱ منتشر کرده است، در این کتاب ابتدا الگوهای هنجاری سایر رسانه ها بررسی شده و بعد تعدادی از شاخص های رسانه مطلوب از دیدگاه مقام معظم رهبری و حضرت امام مشخص شده است و تا حدی به سمت مدل سازی و کاربرد عملی حرکت شده است، این کتاب می تواند برای دوستانی که علاقه مندند رسانه ملی را از نگاه رهبری ارزیابی کنند بسایر مفید فایده است. متن خوب نداریمدر ادامه این نشست علی فروغی در اواسط صحبت های خود از مجری برنامه خواست تا مهدی کریمی، مدیر طرح و برنامه شبکه دوم سیما را نیز که در بین مستمعان حضور داشت در بحث شرکت دهد که با امتناع کریمی مواجه شد. مهدی کریمی گفت: بنده بعنوان یک علاقمند و نه به عنوان یک مدیر ، یکی از مشتری های ثابت این نشست هستم و سعی می کنم در جلسات این چنینی و فعالیت هایی که مجموعه های فرهنگی به صورت خودجوش تشکیل می دهند شرکت کنم و از نظرات استفاده کنم، به همین خاطر ترجیح می دهم در بحث شرکت نکنم.با وجود امتناع اولیه مهدی کریمی، اصرارهای فروغی و فیاضی موجب شد وی با سخنان کوتاهی در بحث شرکت کند. کریمی گفت: من با برخی از نظراتی که در این جلسه مطرح شد موافقم و بعضی ها را غلط می دانم و برخی را نیز منصفانه نمی دانم، جالب است که آقای فروغی که نقدهای تند و بعضا نادرستی را نسبت به مدیران سازمان وارد کردند خود در سازمان کار می کنند و همین الان جز عوامل تولیدی یکی از برنامه های مهم هستند.مشکل اصلی ما این است که ما در خیلی از حوزه هایی که می خواهیم کار کنیم به لحاظ متن و متریال و طرح ابتکاری فقیر هستیم، مثلاً در حوزه حجاب هنوز یک متن خوب برای یک تله فیلم ۹۰ دقیقه ای نداریم، یا همین چند روز پیش با آقای مفیدی کیا که بحث می کردیم می گفتیم علی رغم اینکه می خواهیم درباره ۹ دی برنامه تولید کنیم اما متن خوبی نداریم، آقای مفیدی کیا هم تأکید داشت که من این مشکل را اعلام کنم.مهدی کریمی در انتهای سخنانش تصریح کرد: در کنار این فقر طرح و متن نو و ابتکاری، در سال های اخیر برخی حرکت ها مثل جشنواره عمار باعث رویش های خوبی برای فیلمسازی شده اند که امثال بنده و سازمان صدا و سیما باید توجه بیشتری به این جوشش ها بکنیم که این امر هم در صدا و سیما وجود دارد.به نظر من آغوش تلویزیون برای هنرمندان حزب اللهی باز است .ما اخیرا در شبکه دو، نشست هم اندیشی با موضوع حجاب برگزار کردیم که قریب هشتاد نفر از مستند سازان و هنرمندان جوان جناح مومن فرهنگی در آن حضور داشتند و طرح های خود را ارایه دادند.در همین جا نیز اعلام می کنم شبکه دو آماده دریافت و حمایت از طرح ها و برنامه های مرتبط با وظایف شبکه دو هست. جای این گعده ها در سازمان خالیستدر انتهای این نشست نیز یکی دیگر از شرکت کنندگان که خود را عضوی از بدنه صدا و سیما معرفی کرد گفت: به نظر من نقدهایی که در این جلسه به مدیران رسانه ملی وارد شد واقعیت دارد و اگر این گونه گعده ها در داخل سازمان هم تشکیل شود می تواند نتایج بهتری داشته باشد.وی افزود: شاید عیب اصلی رسانه ملی این باشد که فاقد استراتژی است و نمی داند برای جذب نیروهای جدید و رویش ها باید چه کند، عمده نقدهای وارد به صدا و سیما را باید از این زاویه دید و بیان این نقدها به این معنی نیست که بگوییم آنها از روی غرض و قصد چنین می کنند.در انتها نیز فیاضی با تشکر از صبر و حوصله حاضرین متذکر شد جلسات اینچنینی باید با مداومت و صبر و حوصله بیش تری برگزار شود چراکه طرح این مباحث می تواند در عمیق تر شدن تحلیل های ما بسیار مفیدفایده قرار گیرد. وی توجه به این نکته را لازم دانست که در چنین جلساتی هر دو طرف باید با همدلی و حوصله بیش تری به نقد وضعیت فعلی بپردازند. هم زبان نقدکنندگان باید توام با خیرخواهی و در نظر گرفتن شرایط واقعی کار همراه باشد و هم مسئولین باید دغدغه های دینی و انقلابی جوانان را درک کنند تا در فضایی دوستانه مشکلات طرح، بررسی و نقد شود. |
↧
فقه شیعه اصالت را به جنگ داده یا صلح؟
به گزارش جهان، جهاد در دین اسلام دارای جایگاهی ویژه و مهم است؛ بهگونهای که یکی از ده فرع[۱] مهم دین شناخته شده است. علاوه بر آیات قرآن کریم، سنت نبوی و روایات معصومین (ع) نیز به این فریضهی مهم پرداختهاند. حضرت علی (ع) جهاد را لباس تقوا، زره محکم و سپر مطمئن خداوند توصیف میکند. بهگونهای که ترککنندهی جهاد، به بلا و مصیبت گرفتار میشود و فرجامی جز خواری و ذلت ندارد.[۲] فقیهان نیز این فرع مهم دین را در کتب فقهی خود تشریح نموده و احکام و شرایط جهاد را در بابی جداگانه با عنوان «کتاب الجهاد» تبیین نمودهاند. برپایهی تقسیم رایج فقیهان، جهاد به دو نوع ابتدایی و دفاعی تقسیم میشود. از آنجا که دفاع، اقدامی مشروع قلمداد میشود، هجمههای دشمنان به اسلام بر جهاد ابتدایی متمرکز شده است. بر این اساس، آنان اسلام را دین ستیزهجویی با دیگر انسانها مینامند و جهاد ابتدایی را به معنای اصالتبخشی اسلام به جنگ تفسیر میکنند. حال باید دید فقه شیعه آیا اصالت را به جنگ داده یا صلح؟پیش از هرچیز، باید یادآور شویم که به فرمودهی شهید مطهری، مقصود از اصل بودن جنگ یا صلح، این نیست که کدامیک همواره باید حاکم باشد و کدامیک بهکلی کنار گذاشته شود. به دیگر سخن، پرسش این نیست که اسلام، دین جنگ است یا صلح؟ این پرسش منطقی نیست، زیرا اسلام هم دین جنگ است و هم دین صلح، هم قانون جنگ دارد و هم قانون صلح. هریک در جای خود و در شرایط ویژهی خود موضوعیت مییابد. آنچه مورد بحث است، این است که حالت اولیهی روابط مسلمانان با غیرمسلمانان صلح است یا جنگ؟در این نوشتار، میکوشیم با محور قرار دادن مفهوم جهاد ابتدایی و با توجه به تأکید آیات قرآن کریم دربارهی جهاد، پاسخ این پرسش را بیابیم که فقه شیعه، اصالت را با صلح میداند یا جنگ؟مفهوم جهادهرچند دو واژهی «جنگ» و «جهاد» مترادف یکدیگر قلمداد میشوند، اما پیش از ورود به هر بحثی پیرامون جنگ و صلح در اسلام، باید به این نکته توجه نمود که جنگ، مفهومی است برای هر نوع ستیزهجویی و کارزار، اما جهاد نوعی تلاش در راه خداوند و اقدامی مقدس است که با قتل و غارت هیچ نسبتی ندارد. به گفتهی یک محقق مسیحی، «معنی فقاهتی و قضایی جهاد عبارت است از بذل جهد و صرف کوشش فرد در راه خدا؛ یعنی تبلیغ ایمان و نشر فر خداپرستی و اعلای کلمهی حق در جهان و چون جهاد راه مستقیم خدایی است، پس پاداش فرد نجات است و رستگاری و این تعریف براساس حکم قرن است... پس از نظر تئوری قانونگذاری اسلام، جنگ بهذاته هدف نبوده، بلکه برای تأسیس و تأمین صلح، آخرین وسیله شناخته شده است.»[۳]اسلام، دین همزیستی با پیروان دیگر ادیانجهاد در آیین اسلام از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و از دیدگاه فقیهان، واجب کفایی است. شیخ طوسی در اینباره مینویسد: «جهاد فریضهای از فرایض اسلام و از ارکان آن محسوب میشود که واجب کفایی است.»[۴]همانگونه که در مقدمه نیز آمد، فقیهان جهاد را به دو نوع ابتدایی و دفاعی تقسیم کردهاند. جهاد ابتدایی، جنگی است که مسلمانان با وجود شرایط خاص و برای تحقق اهداف خاص برضد غیرمسلمانان، اعم از اهل کتاب و مشرکان، آغاز میکنند.از نگاه فقه شیعه، جهاد ابتدایی فقط با اذن و حضور امام معصوم جایز است. بنابراین در دوران غیبت، وقوع جهاد ابتدایی امکانپذیر نیست.[۵]اگرچه میان فقیهان شیعه دربارهی علت تشریع جهاد ابتدایی، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد و چنانکه در ادامهی این مقاله میآید، برخی وجود کافر و مشرک را علت تشریع این حکم میدانند و در برابر، گروهی از فقیهان ستیزهجویی کفار و مشرکان (کافر حربی) را دلیل وجوب جهاد ابتدایی دانستهاند، اما به باور همهی فقیهان، اولین ابزار برای تبلیغ دین اسلام، انجام جهاد مسلحانه نیست؛ چراکه به تصریح قرآن کریم، یکی از موارد مصرف زکات، «مؤلفه القلوب»[۶] است. فقیهان به هنگام برشمردن مصادیق مؤلفه القلوب، گروههای زیر را نام میبرند:۱. کافرانی که با دادن زکات به آنها، نظرشان برای شرکت در جهاد بههمراه مسلمانان جلب میشود (از آنها تنها در جنبهی نظامی استفاده میشود).۲. کافرانی که بهمنظور مسلمان شدن به آنان کمک مالی میشود.۳. مسلمانانی که از نظر اعتقادی ضعیف هستند، به آنها کمک میشود تا ایمانشان قوی شود.[۷]۴. کسانی که در مرزهای کشور اسلامی سکونت دارند (اعم از مسلمان و کافر)، اگر به آنها زکات داده شود، مرزها را محافظت میکنند.۵. مسلمانانی که همسایهی کافر دارند که با دادن زکات به آنها، کافران همسایه به اسلام آوردن تشویق میشود (از جهت پی بردن به برنامهی اسلام).[۸]مشاهده مینماییم که اسلام ابتدا میکوشد غیرمسلمانان را از طریق به دست آوردن قلوب آنها به اسلام دعوت کند. البته در صورت بیپاسخ ماندن این نوع دعوتهای مهرورزانه، راه کارزار در پیش گرفته میشود.جنگ و صلح در قرآنبا بررسی آیات قرآن، روشن میشود که دستهای از آیات از جنگ با کفار و مشرکان سخن میگوید. در مقابل، شماری از آیات، صلح با مشرکانی که ستیزهجویی ندارند را جایز شمرده است:الف) آیات جنگمیتوان آیات جهاد با مشرکان و اهل کتاب را به اعتبار شمول و گستردگی حکم، به آیات مطلق و آیات مقید دستهبندی کرد.آیات مطلق آن دسته از آیات قرآن هستند که در آنها، جنگ با همهی مشرکان و اهل کتاب، واجب شده است:«فَإِذَا انْسَلَخَ اْلاَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلوا الْمُشْرِکینَ حَیثُ وَجَدْتُموهُم...»[۹](توبه: ۵)«وَ قاتِلوهُمْ حَتّی لا تَکونَ فِتْنَة وَ یکونَ الّدینُ لِلّه...»[۱۰](بقره: ۱۹۳)در مقابل، آیات مقید، آیاتیاند که در آنها جنگ با گروهی از مشرکان و اهل کتاب واجب شده است. این گروه کسانیاند که یا با مسلمانان سر ستیز دارند یا مانع تبلیغ و دعوت اسلامیاند یا به عدهای ضعیف ستم میکنند.نمونههایی از این آیات مقید جهاد، از قرار ذیل است:«وَ قاتِلوا فی سَبِیلِ اللّهِ الّذینَ یقاتِلونَکُمْ وَ لا تَعْتَدوا إِنَّ اللّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدینَ»[۱۲](بقره: ۱۹۰)«اُذن لِلَّذین یقاتَلُونَ بأنَّهم ظُلِموا وَ إنَّ اللَّه عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ»[۱۳](حج: ۳۹)«وَمَا لَکمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْیةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا...»[۱۴](نساء: ۷۵)به باور همهی علمای اصول، در جایی که دو دلیل مطلق و مقید داشته باشیم، دلیل مطلق باید حمل بر مقید گردد. به همین دلیل، آیات دستهی اول را باید مقید به حالتی بدانیم که ستیزهجویی در روابط غیرمسلمانان با مسلمانان مشهود است.شهید مطهری نیز همین دیدگاه را دارد و میگوید: «قاعده اقتضا میکند که مطلق را حمل بر مقید بکنیم؛ یعنی بگوییم آنجا هم که مطلق را ذکر کرده، مقصود همین مقید بوده است.»ب) آیات صلحبخشی از آیات قرآن کریم از صلح و آشتی و حالتی غیرخصمانه در روابط مسلمانان با غیرمسلمانان (اعم از مشرکان و اهل کتاب) سخن گفته است؛ بهطور کلی، آیات صلح را میتوان چنین دستهبندی کرد:۱. پذیرش پیشنهاد غیرمسلمانان برای صلحخداوند در این رابطه میفرماید:«وَ إنْ جَنَحوُا لِلسَّلْم فَاجْنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَی اللّه...»[۱۵](انفال: ۶۱)همچنین در سورهی مبارکهی نساء میفرماید:«فِإنْ إِعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یقاتِلوُکُمْ وَ أَلْقَوا إِلَیکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ عَلَیهِم سَبیلاً...»[۱۶](نساء: ۹۰)۲. مهرورزی با غیرمسلمانان؛ به این معنا که اگر غیرمسلمانان با شما سر ستیز ندارند، خداوند از نیکی به آنها نهی نکرده است:«لاینْهاکُمُ اللّهُ عَنِ الّذینَ لَمْ یقاتِلُوکُمْ فِی الدّینِ وَ لَمْ یخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللّه یحِبُّ الْمقْسِطینَ»[۱۷](ممتحنه: ۸)ج) مناظره با غیرمسلمانانبخشی از آیات قرآن کریم نیز بر مناظره و گفتوگوی منطقی با غیرمسلمانان و تکیه بر عقاید مشترک با اهل کتاب تأکید میورزد. آیات زیر گواه بر این حقیقتاند:«فَإِن حاجّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهی لِلّهِ وَ مَنْ اتَّبعنِ وَ قُلْ لِلَّذینَ اوُتوا الکتابَ والامیینَ ءَأسْلَمْتُمْ...»[۱۸](آلعمران: ۲۰)«وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْکتابِ إِلاّ بِالّتی هِی أحْسَن إِلاّ الذینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنّا...»[۱۹](عنکبوت: ۴۶)«قُلْ یا أهْلَ الکتابِ تَعَالَوْا إِلی کَلَمَةً سَواءٍ بَینَنَا وَ بینَکُمْ ألاَّ نعبُدَ إلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِه شَیئاً و لا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أرْباباً مِنْ دُونِ اللّه فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمونَ»[۲۰](آلعمران: ۶۴)نتیجهبا مرور آیات قرآن و دیدگاههای موجود، مشاهده میشود دیدگاه آن دسته از فقیهان که قائل به اصالت صلح هستند، بر قائلان به اصالت جنگ، برتری دارد. روشن است که منظور از اصالت صلح، پذیرش صلح در هر شرایطی نیست. به گفتهی شهید مطهری، «دین البته باید طرفدار صلح باشد. قرآن هم میگوید: و الصلح خیر؛ صلح بهتر است، اما بایستی طرفدار جنگ هم باشد؛ یعنی در آنجا که طرف حاضر به همزیستی شرافتمندانه نیست و طرف به حکم اینکه ظالم است و میخواهد بهشکلی شرافت انسانی را پایمال کند، ما اگر تسلیم بشویم، ذلت را متحمل شدهایم و بیشرافتی را بهشکل دیگری متحمل شدهایم. اسلام میگوید صلح، در صورتی که طرف آماده و موافق با صلح باشد، اما جنگ، در صورتی که طرف میخواهد بجنگد.»[۲۱]بر این اساس، در روابط با غیرمسلمانان، اصالت با صلح است، نه جنگ. در نتیجه، باید گفت اسلام دین ستیزهجویی و خونریزی و قتل و غارت نیست.در پایان، تذکر این نکته ضروری مینماید که حتی اعتقاد به اصالت جنگ و اعتقاد به تشریع حکم جهاد به دلیل وجود کافر و مشرک، به معنای ستیزهجویی اسلام نیست؛ چراکه برپایهی دیدگاه شیعه، جهاد ابتدایی با اذن امام معصوم (ع) و پس از سپری شدن مراحلی همچون دعوت واجب میگردد. همچنانکه پیششرط این حکم، نبود پیمان مهادنه میان مسلمانان و غیرمسلمانان است. از سوی دیگر، با فرض وجوب جهاد نیز فقیهان برای انجام جهاد، احکام و چارچوبی مشخص تعیین کردهاند که در آن هرگز ردپایی از کشتار، چپاول، غارت و تجاوز به سالخوردگان و غیرنظامیان دیده نمیشود.[۲۲]پی نوشت ها[۱]. به مبانی اصلی اعتقادی اسلام، اصول دین و احکام عملی شریعت اسلام، فروع دین اطلاق میشود. (ر.ک: ویکیفقه، ذیل مدخل فروع دین) بنابراین واژهی فرع به معنای کماهمیت بودن آن نیست، بلکه در مقایسه با اصول دین، از نظر اهمیت در مرتبهی دوم قرار دارد.[۲]. ر.ک: نهجالبلاغه، خطبهی ۲۷.[۳]. مقالهی دکتر سید هادی خسروشاهی، منتشرشده در کتاب جنگ و صلح در قانون اسلام، ص ۲۰.[۴]. النهایه، شیخ طوسی، ص ۲۸۹.[۵]. فرهنگ موضوعی جهاد و دفاع، ص ۵۲.[۶]. ایجاد همدلی و نزدیکتر کردن دلها به یکدیگر.[۷]. جواهر الکلام، محمدحسن نجفی، ج ۱۵، ص ۳۴۱.[۸]. شرح لمعه، شهید ثانی، ج ۱، ص ۱۷۰.[۹]. پس چون ماههای حرام سپری شد، مشرکان را هرکجا یافتید، بکشید...[۱۰]. با آنان بجنگید تا دیگر فتنهای نباشد و دین، مخصوص خدا شود...[۱۱]. مقام معظم رهبری، مجلهی فقه اهلبیت، سال ۱۳۷۶، ص ۲۶ و ۲۷.[۱۲]. و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند، بجنگید، ولی از اندازه درنگذرید، زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد.[۱۳]. به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت [جهاد] داده شده است؛ چراکه مورد ظلم قرار گرفتهاند و البته خدا بر پیروزی آنان سخت تواناست.[۱۴]. و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید؟! همانان که میگویند: «پروردگارا! ما را از این شهری که مردمش ستمپیشهاند بیرون ببر...»[۱۵]. و اگر به صلح گراییدند، تو [نیز] بدان گرای و بر خدا توکل نما...[۱۶]. ...پس اگر از شما کنارهگیری کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند، [دیگر] خدا برای شما راهی [برای تجاوز] بر آنان قرار نداده است.[۱۷]. [اما] خدا شما را از کسانی که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، بازنمیدارد که با آنان نیکی کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست میدارد.[۱۸]. پس اگر با تو به محاجه برخاستند، بگو: «من خود را تسلیم خدا نمودهام و هرکه مرا پیروی کرده [نیز خود را تسلیم خدا نموده است].» و به کسانی که اهل کتاباند و به مشرکان بگو: «آیا اسلام آوردهاید؟...»[۱۹]. و با اهل کتاب، جز به [شیوهای] که بهتر است، مجادله مکنید، مگر [با] کسانی از آنان که ستم کردهاند و بگویید: «به آنچه بهسوی ما نازل شده و [آنچه] بهسوی شما نازل گردیده، ایمان آوردیم...»[۲۰]. بگو: «ای اهل کتاب! بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را بهجای خدا به خدایی نگیرد.» پس اگر [از این پیشنهاد] اعراض کردند، بگویید: «شاهد باشید که ما مسلمانیم، [نه شما].»[۲۱]. مجموعه آثار، شهید مرتضی مطهری، ج ۲۰، ص ۲۲۳.[۲۲]. ر.ک: جواهر الکلام، کتاب الجهاد، ج ۲۱، ص ۴۹، ذیل بحث کیفیت قتال.منبع: برهان |
↧
کودکِ بزرگ!
↧
↧
یک اثر ضد ایرانی نماینده افغانی اسکار!
به گزارش جهان به نقل از فرهنگ نیوز، اینکه هرکدام از کشورهای جهان بخواهند علیه کشوری دیگر فیلمی بسازند یک ماجراست و اینکه کشوری باشد که بخواهد درون کشور موردبحث و با امکانات این کشور علیه آن فیلم بسازد بحثی دیگر. در همه سالهای شکوفایی و پاگیری انقلاب اسلامی تا تبدیلشدن آن به یکقطب سیاسی همواره بودهاند یک سری از مثلاً فیلمسازان که با تبدیلشدن به مهرههایی در دست استعمارگران سعی کردند با ساخت یک سری آثار کاملاً ابلهانه به ایجاد جو رسانهای علیه ایران و ایرانی بپردازند. بااینحال کمتر بودهاند کسانی که در ایران باشند و از درون ایران علیه ایران و ایرانی فیلم بسازند. شاید برای همین باشد که وقتی فیلمی مانند "چند مترمکعب عشق" به کارگردانی و نویسندگی جمشید محمودی و تهیهکنندگی نوید محمودی که یک مرثیهسرایی تمامعیار برای افغانیان ساکن در ایران است بهعنوان محصولی ایرانی در جشنواره فیلم فجر به نمایش درمیآید اندکی شگفتی برای مخاطب بهجای میماند. شگفتی از اینکه کارگردان و نویسنده فیلم در اقدامی کمی غیرمعمول و با بزرگنمایی بیشازحد مدام سعی داشت بگوید که افغانیان ساکن در ایران به بدترین شکل زندگی میکنند و نیروهای انتظامی نیز بدترین برخوردها را با آنها دارند. آیا فیلمی که محصول افغانستان است باید در بخش بینالملل جشنواره باشد یا سینمای ایران؟شگفتی بزرگتر زمانی شکل گرفت که این فیلم که در همه مدت قبل و به هنگام جشنواره بهعنوان محصولی ایرانی قلمداد میشد به ناگاه بهعنوان نماینده افغانستان در اسکار معرفی شد! آنهم به این دلیل که سرمایهگذار فیلم شرکتی افغانی بوده! حتی اگر هم چنین فرضی را بپذیریم، طبیعی است که فیلم میبایست در بخش بینالملل جشنواره فجر به نمایش درمیآمد، نه در بخش مسابقه فیلمهای اول. بااینهمه واقعیت فیلم نهتنها سرمایهگذاری افغانها در تولید آنکه به ریشههای خانوادگی تهیهکننده و کارگردان فیلم بازمی گشت؛ این دو نفر که برادرند هر دو به خانوادهای افغانی تعلقخاطر دارند؛ تعلقخاطری که نادر فلاح بازیگر ایرانی فیلم نیز در گفتگویی آن را تائید کرد. خودتان افغانی هستید و توانستهاید تا اینجا رشد کنید اما بدیها را مصور میکنیددرست حدس زدید! دو برادر افغان که پدر و مادر آنها جزو مهاجران افغان هستند، سالهاست که در ایران زیسته و با امکاناتی که همه ما ایرانیها در اختیارداریم مدارج رشد و ترقی را پیموده و به جایی رسیدهاند که میتوانند فیلمسازی کنند اما نخستین فیلم بلندشان مرثیهسرایی تخیل گرایانه ای میشود درباره افغانیان مهاجر. کسی نبود به این دو برادر بگوید حالا که یک جوالدوز به دستگاه انتظامی ایران در برخورد با مهاجران غیرقانونی زدهای لااقل در گفتگوهایتان هم که شده از این بگویید که خودتان هم بهعنوان دو افغانی شرایط رشد و پیشرفت را در همین ایران پیداکردهاید! تصویری خشن از نیروی انتظامیمشخص نیست هدف آنها که این فیلم را ساختهاند چه بوده است؟ واقعگرایی یا چشمک زدن برای فستیوالهای سیاه نمایانه؟ آیا می دانیم که معرفی این فیلم بهعنوان نماینده افغانی اسکار چه بازخورد بدی را در سطح جهان برایمان به دنبال خواهد داشت؟ آنهم فیلمی که در آن فقط و فقط تصویری فلاکتبار از افغانیان مهاجر در ایران ارائه میشود؛ افغانیانی که در منجلابی از بدبختی و چرک غوطهورند. اما مشکل فقط نمایش این بدبختیها نیست که از آنسو تصویری خشن از نیروهای انتظامی ایران نیز در فیلم ارائه میشود. دخترم را درجایی شوهر میدهد که بانام نیک صدایش کنند"چند مترمکعب عشق" درباره عشق پسری ایرانی به دختری افغان است و نقطه اوج نگاه ضد ایرانی فیلم جایی است که پدر دختر با ازدواج او با پسری ایرانی فقط و فقط به دلیل رفتارهای بدی که طی مدت حضورش در ایران، بر او رواداشته شده مخالفت میکند. ذکر دو دیالوگ پدر برای آگاهی از عمق ماجرا کافی است. پدر دختر در مجلس خواستگاری میگوید: «ما در اینجا همیشه کارگر بردهایم. چه شده از ما خواستگاری میکنید؟» و درجایی دیگر میگوید: «دخترم را درجایی شوهر میدهم که بانام نیک صدایش کنند.» پایانبندی مطلوب سیاه نمایان غربیپایانبندی فیلم نیز که به نحوی بسیار تراژیک و با محبوس شدن و درنهایت خفگی دختر افغان و پسر ایرانی در یک کانتینر به انجام میرسد فارغ از دور بودن از مدار منطق از این منظر که بازهم در ایران است که چنین اتفاق تلخ و سیاه نمایانه ای رخ میدهد بهشدت جشنواره پسند است و در خدمت آنها که دوست دارند ایران را کشوری توصیف کنند که حتی سادهترین عشقها نیز در آن بهجایی نمیرسد. |
↧
تیتراژ ماه عسل گفتوگوی پاشایی باخداست
به گزارش جهان به نقل از فارس؛ «احسان علیخانی» طراح، تهیه کننده و مجری برنامه ماه عسل شب گذشته در گفتوگوی زنده تلفنی که با برنامه «گلخانه» داشت در مورد مرحوم مرتضی پاشایی به صحبت پرداخت.این مجری ادامه داد: از تیتراژهایی که این خواننده جوان برای تلویزیون خواند، میتوانم علاوه بر تیتراژ ابتدایی ماه عسل، به تراکی که برای ویژه برنامه نوروز(سه ستاره) شبکه سه و برای یادبود از ناصر عبدالهی ساخته شده بود، اشاره کنم که پاشایی بخش فارسی از ترانه «فصل بهار» را همراه با رضا صادقی، سعید شهروز، محمد علیزاده و پیام عزیزی خواند. هم چنین تیتراژ سریال «عصر پاییزی» را برای شبکه یک خواند.وی ادامه داد: امروز روز تلخی برای همه ما بود چراکه حدود ساعت ۷ صبح به عیادت مرتضی رفته بودیم و درست دو ساعت بعدش خبر فوت این عزیز را شنیدیم. در این روزها آنقدر بیمارستان و خیابان های اطرافش شلوغ بود که ما در ساعاتی خلوت برای دیدن مرتضی به بیمارستان می رفتیم و به دنبال عکس و فیلم گرفتن از این شرایط هم نبودیم.علیخانی افزود: تنها چیزی که دوست دارم از او با مردم در میان بگذارم برمی گردد به خاطره ای از شب تاسوعا که در بیمارستان و کنارش بودم. آن روزها دقیقا روزهایی بودند که مرتضی هوشیاری کاملی داشت و با هم صحبت می کردیم.وی با اشاره به حضور پاشایی در برنامه اش گفت: نکته ای هست که خیلی دوست دارم در موردش صحبت کنم تا ما را به مرده پرستی متهم نکنند. به گواه تک تک مهمان های برنامه که هر کدام از قصه و غصه های زندگی شان گفته اند باید بگویم من هر آنچه از این عزیز می گویم برگرفته از بطن و شخصیت حقیقی و حاصل یک سال و اندی رفاقت بین ما بود. ادب، نجابت و صبوری مرتضی زبازند بین تمانی دوستانش است که همه او را با این خصایص می شناسند.او بی اندازه صبور بود و مرگ را پذیرفته و تسلیم محض بود، در صورتیکه درد داشت و حالش اصلا خوب نبود همیشه بعد از احوالپرسی های من می گفت: شکر، خوبم، بهترم. قبول اینکه او در سن کم آنقدر صبور بود بسیار سخت است، اما خیلی ها از جمله بزرگترها قطعا از صبوری او درس خواند گرفت.تهیه کننده برنامه ماه عسل افزود: یادم است زمانیکه می خواستیم برای تیتراژ ماه عسل شروع به صحبت کنیم از او پرسیدم خب الان که از وجود بیماری ات مطلع هستی، زندگی ات چه تغییری کرده و او هم در پاسخ گفت: زندگی من هیچ فرقی نکرده فقط من با تو یک تفاوتی دارم و آنهم این است که من از هر ثانیه زندگی ام نهایت لذت را می برم، اگر در چشمان مادرم، به دستان پدرم، طبیعت و ... نگاه می کنم میزان لذتم از تمامی اینها به نسبت شما ها بیشتر است.وی ادامه داد: در این روزها خیلی باب شده که مردم پشت سر یکدیگر حرف می زنند و غیبت می کنند و ... اما من هیچ گاه این موضوع را در مورد مرتضی ندیدم و حتی یک بار هم پیش نیامد که او بخواهد حرفی از کسی بزند و برای کسی بدی بخواهد. خیلی پیش آمده بود که خیلی ها گفته بودند او مریض نیست و این بیماریش هم شایعه است و هم یک شو و نمایش، اما او در پاسخ به این گفته آنها فقط لبخند می زد و نه عصبانی می شد و نه اینکه گلایه ای می کرد، به خوبی در خاطر دارم آخرین قابی که از او در ذهنم نقش بسته همان صورت با لبخند حتی در بدترین شرایط و در آی سی یو.وی ضمن اشاره به اینکه شرایط خوبی برای کنار هم قرار دادن واژه ها ندارم، بیان داشت:ضمن اینکه برای خانواده مرتضی و عزیزانش آرزوی آرامش دارم اما احساس می کنم که پرواز باشکوهی داشت آنهم از این حیث که تا این حد با عزت و آبرو آنهم در اوج محبوبیتی که در دل مردم داشت پرکشید و من به موقعیت او و پروازش غبطه می خورم.وی به خاطره ای مشترک در شب تاسوعا اشاره کرد و گفت: مرتضی در زندگی اش یک حسرت بزرگ داشت و من هیچ گاه آن لحظه را یادم نمی رود که در پاسپورتش ویزای عراق، کارت بیمه و بلیط سفر به کربلای معلی و آرزوی رفتن به کربلا و نجف آنهم در دهه اول محرم را داشت و ...و خوش به سعادتش از این جهت که مردم ما در مراسم عزای ابا عبدالله الحسین(ع) برایش این همه ذکر و زمزمه و دعا خواندند.وی در ادامه گفت: فقط خواهشی دارم و امیدوارم پدر و مادر مرتضی صحبت های مرا نشنوند، امیدوارم یک روزی بشر بتواند خودش را از فضای مجازی پس بگیرد و این حداقل نگاه من است و البته در برخی موارد هم می شود استفاده درست و به جا از همین فضای مجازی کرد و من این را کتمان نمی کنم. من خودم به این فضاها دسترسی ندارم و چند ساعت پیش دوستانم به من چندین عکس از روزهای آخر و ثانیه های پایانی زندگی مرتضی نشان دادند و ... به نظرم این موضوع یک فاجعه است و نمی دانم چه کسی این فیلم و عکس را گرفته اما در همین حد می خواهم بپرسم آیا خودتان راضی هستید کسی با عزیزتان چنین کاری را بکند؟ شما را به خدا و امام حسین (ع) قسم می دهم که خودتان را جای خانواده و پدر و مادر مرتضی بگذارید و این خانواده را رها کنید تا اندکی آرامش بگیرند.باز هم می گویم: مردم توروخدا نبینید و یا اگر هم می بینید لایک نکنید و یا نشر ندهید تا دیگران هم این عکس و فیلم ها را ببینند.علیخانی در ادامه اظهار داشت: به حرمت اینکه مرتضی سی شب افطار مهمان خانه های ما بود از تهیه کننده برنامه آقای قانع خواهش می کنم تا دوباره تیتراژ ابتدای ماه عسل را پخش کنند، منتهی با این توضیحی که می دهم. زمانیکه برای سپردن تیتراژ برنامه با او تماس گرفتم به دفتر آمد و گفت این برنامه مخاطب زیادی دارد و من همیشه دوست داشتم تا برای این برنامه بخوانم، تو از من چه می خواهی؟ من هم گفتم هیچی از تو نمی خواهم، فقط اینکه می خواهم تا حال امروزت را برایمان بخوانی.علیخانی افزود: ما خیلی ترانه و آهنگ کار کردیم و شنیدیم که ممکن است هر کدام استعاره ای داشته باشند از یک عشق زمینی و عشق حقیقی، اما این ترانه کاملا زمزمه مرتضی در آن روزهایش است و خیلی صریح هم مشخص است که با چه کسی حرف می زند و عشقبازی بین خود و خدایش است که مهرزاد امیرخانی زحمت ترانه اش را کشید. حالا دوست دارم تا خواسته ام را اجابت کنید تا مردم با این ذهنیت که این ترانه حرف های مرتضی با خدای خود است، آهنگ را بشنوند.وی ادامه داد: من در کنسرت پاشایی حضور پیدا کردم و این جمله را که شاید از دهان من بزرگتر باشد را گفتم: امان از درد بی دردی. آدم هایی ماندگار و صاحب نفوذ می شوند که یک دردی دارند، مرتضی هم به همین خاطر عاشقانه زندگی می کرد چراکه یک دردی را با خود به همراه داشت و در کنار دردش کار می کرد. به همین خاطر هم قدرت نفوذ کلامش بیشتر شده بود. او که توانسته در همین مدت زمان کوتاه تا این میزان تاثیر کذار باشد حداقل کمترین بدهی که ما به او داریم همین نشر ندادن این فیلم ها و عکس ها است که با عدم نشر آنها باعث آرامش مرتضی و خانواده اش خواهیم شد.از مردم خوبمان بابت اینکه آنقدر عاشقانه به مرتضی لطف داشتند و در این شب ها او را از دعای خبر خود محروم نکردند دارم و باز هم می گویم اسباب عدم آرامش خانواده مرتضی نشویم.در پایان هم یکی از مجریان برنامه از علیخانی درخواستی داشت و گفت: همانطور که پاشایی برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره ناصر عبدالهی آمد و ترانه فصل بهار او را همراه با چند خواننده خواند، شما هم برای پاشایی چنین کاری را انجام دهید و یکی از ترانه های معروف او را با چند خواننده بسازید، مثل همان کاری که برای ناصر عبدالهی انجام دادید و علیخانی هم با کمال میل از این پیشنهاد استقبال کرد. |
↧
شرکت دکتر حدادعادل در یک مسابقه کتابخوانی +جزئیات
↧
اظهارات ضد و نقیض مجری صدا و سیما درباره پخش آیتم مرتضی پاشایی
به گزارش جهان به نقل از خبرآنلاین، پس از پایان این آیتم که در آن احسان علیخانی مجری تلویزون و محمد علیزاده خواننده موسیقی پاپ درباره مرحوم پاشایی صحبت کردند، برنامه «گلخانه» که یکی از برنامه های مشارکتی صدا و سیماست، به روال همیشگی خود برگشت و به قرعه کشی در مورد محصولات محسن پرداخت.اجرای جمشیدی در بخش دوم برنامه باعث شد که کاربران اینستاگرام با مراجعه به صفحه این مجری در مورد اجرای او صحبت کنند.جمشیدی هم در مقام دفاع متنی را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد که در بخشی از آن، به دستور مدیران صدا و سیما برای نپرداختن به این مساله اشاره شده بود.(اینجا)جمشیدی درحالی دستور مدیران صدا و سیما سخن می گوید که آیتمهای پخش شده در برنامههای صدا و سیما پیش و پس از برنامه «گلخانه» گفته های او را نقض می کند.در هفته گذشته برنامه «۹۰» با تهیهکنندگی و اجرای عادل فردوسیپور، در آیتمی به این هنرمند پرداخته بود. برنامه «گلخانه» هم هفته گذشته آیتمی را به مرتضی پاشایی اختصاص داده بود.پس از برنامه «گلخانه» هم برنامه «هفت» با تهیه کنندگی و اجرای محمود گبرلو، در دو بخش به این هنرمند پرداخت، در ابتدای این برنامه آیتمی در مورد او پخش شد و پس از آن مریلا زارعی هم از این هنرمند و هنر او سخن گفت. |
↧
↧
پسرم عاشق جمهوری اسلامی بود/ نامش را لکهدار نکنید
↧
جای مستحب و واجب را عوض نکنیم
به گزارش جهان، محمد لطفی زاده در وبلاگ "منبر اینترنتی" نوشت: تاسوعا و عاشورا سخن گفتن و نوشتن سخت است و حال انسان بیشتر برای روضه و گریه آماده است. با این حال مختصری تقدیم می شود. در سختترین شرایط امام حسین علیه السلام نماز را به پا داشت تا من بدانم که از نماز مهمتر کاری وجود ندارد. چه خوب که در عزاداریها و کارهای روزمره به نماز اولویت دهیم. عزاداری شب هنگام تا دیروقت که نماز صبح را قضا میکند حتماً اشتباه است و برای یک مستحب واجب مهمی از انسان فوت شود اثر سوء آن جبران ناپذیر است. در کارهای روزمره هم باید نماز در اولویت باشد و در مملکت اسلامی شایسته است که موقع نماز کسب و کار ساعتی کنار گذاشته شود و ملاقات با خداوند سبحان در رأس امور قرار گیرد. امیر مؤمنان علی علیه السلام به نقل جلد 82 بحارالانوار فرمود : نماز بهترین و برترین کار و ستون دین شما است. محبوبترین کار نزد خداوند است. قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان حفظ میکند. حضرت علی علیهالسلام همچنین فرمود : هنگامی که شخصی به نماز میایستد، شیطان میآید و با حسادت به او نگاه میکند. زیرا میبیند رحمت خداوند سبحان نمازگزار را فراگرفته است. به تعبیری در این هنگام تیر شیطان به سنگ خورده است. این بحث مختصر ارائه شد. ان شاء الله که همه به اقامهی نماز اول وقت موفق شویم. |
↧
اهدای کتاب «من زندهام» به مراجع تقلید
به گزارش جهان به نقل از روابط عمومی سازمان بسیج مستضعفین، روز گذشته و در ایام نزدیک به هفته بسیج، همچون سنوات گذشته مسئولان عالی سازمان بسیج مستضعفین با مراجع عظام تقلید در شهر مقدس قم دیدار کردند.در این دیدار که سردار نقدی، گوشه ای از فعالیتهای بسیجیان را بیان نمود، مراجع عظام از عملکرد بسیج خوشحال شده و استقبال شایانی به عمل آوردند.همچنین مسئولان بسیج بخشی از گزارش فعالیتها را در قالب لوح فشرده، کتاب و قاب عکس تقدیم مراجع معظم کردند.از جمله موارد اهدایی، کتاب نفیس «من زنده ام» بود که پیش از این توفیق تقریظ امام خامنه ای را یافته بود.گفتنی است سازمان بسیج مستضعفین در اقدامی مبادرت به برگزاری مسابقه کتابخوانی از این کتاب کرده و جوایز ارزنده ای در نظر گرفته است. |
↧
اولین کاروان پیادهروی اربعین به راه افتاد
به گزارش جهان به نقل از فارس، عدهای از دوستداران حضرت امام حسین -علیه السلام- اولین کاروان پیادهروی برای شرکت در مراسم اربعین حسینی را از شهر «فاو» واقع در بصره به راه انداختند.به گزارش پایگاه خبری فرات نیوز عراق، این افراد با در دست گرفتن پرچمهای عزاداری به سوی شهر مقداس کربلا راهی شدهاند.هرساله میلیونها زائر و شیفته حضرت امام حسین -علیه السلام- از شهرهای مختلف عراق، ایران و لبنان و دیگر کشورهای جهان راهی کربلا میشوند تا مراسم اربعین را در بینالحرمین برگزار کنند.در این میان بسیاری نیز با پای پیاده به زیارت کربلا میروند. |
↧
↧
راه خوشبختی انسان از زبان علامه طباطبایی
به گزارش جهان به نقل از فارس، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در ذیحجه سال ۱۳۲۱ هجری در شهر تبریز بدنیا آمد. در پنج سالگی مادرش بدورد حیات گفت. هنوز داغ مادر در سینه داشت که پدرش مرحوم شد. در مدارس قرآن، گلستان، اخلاق مصور، تاریخ و ... فرا گرفت. وی خودش در خاطراتش میگوید که در خود یک شیفتگی نسبت به تحصیل کمال حس کرده و از آن زمان بی خستگی و دلسردی به تحصیل علم پرداخته و بسیار شده که شب را تا طلوع آفتاب مطالعه کرده است.وی برای ادامه تحصیلات خود به نجف رفتند و آنجا بود که حاج میرزا علیآقا قاضی به سراغش رفته و فرموده که علاوه بر تحصیل، از فکر تهذیب خود غافل نمان. ایشان یازده سال در کنار مرقد امام علی (ع) از محضر اساتیدی همچون آیتالله نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین بادکوبهای، حاج میرزا علی ایروانی و ... استفاده کرد و در سال ۱۳۱۴ به تبریز بازگشت. سرانجام پس از ۸۱ سال در ۲۴ آبان ۶۰ شمسی دار فانی را وداع گفتند. به مناسبت سالروز بزرگداشت علامه طباطبایی بخشی از زندگی و گفتارهای این مفسر بزرگ قرآن کریم را بازخوانی میکنیم:* راه خوشبختی انسانهدف در جامعه اسلامی سعادت حقیقی عقلانی است؛ به این معنا که آدمی در مقتضیات قوای خویش راه میانه پیش گیرد، خواستههای تن را به آن اندازه که او را از راه بندگی و معرفت خدا باز ندارد، برآورد؛ به طوری که پرداختن به جسم، مقدمه رسیدن به معرفت خدا باشد. چنین رویهای انسان را به تمام معنا خوش بخت خواهد کرد، زیرا بدین ترتیب همه قوای آدمی به سعادت میرسند و بزرگترین راحتی و آسایش همین است. هر چند بر اثر آن که تربیت اسلامی در بین ما مختلف شده نمیتوانیم این هدف را آن طور که باید و شاید درک کنیم.* ۲ نمونه از فهم انسانهای گذشته از دنیاکسانی هستند که در اثر صفای فطرت، سعادت خود را در دلبستگی به لذایذ گذران و زندگی چند روزه این جهان نمیبینند و سود و زیان و شیرین و تلخ این سرا پیش ایشان جز پنداری فریبنده نیست. اینان وقتی که از زبان قرآن میشوند که به نماز امر میکند و ظاهر آن به جا آوردن عبادت مخصوص است، به حسب باطن از آن میفهمند که باید در برابر حق، خود را هیچ شمرد و فراموش کرد و تنها به یاد خدا پرداخت.وقتی که از راه وحی آسمانی میشنوند که خدای تعالی از پرستش بتها نهی میکند و ظاهر آن مثلاً نهی از سر فرود آوردن در برابر بت است، به حسب تحلیل از این نهی میفهمند که غیر از خدا را نباید اطاعت کرد، زیرا حقیقت اطاعت همان بندگی و سرفرود آوردن است و از آن بالاتر میفهمند که از غیر خدا نباید بیم و امید داشت و از آن بالاتر میفهمند که به خواستهای نفس نباید تسلیم شد و از آن بالاتر میفهمند که نباید به غیر خدا توجه کرد.* راه شناخت شایستگی و ناشایستگی جوامع مترقی و متمدناگر کسی خواسته باشد درباره شایستگی و ناشایستگی افراد جوامع متمدن و مترقی قضاوت کند و بگوید این ملل برخلاف ملل دیگرند، نباید مبنای قضاوت خود را بر معاشرتها و آمیزها و زندگی داخلی آنان قرار دهد، بلکه باید مبنای داوری، شخصیت اجتماعی آنان باشد که در برخورد و اصطحکات با ملل ضعیف و همچنین در آمیزشهایی که در صحنه زندگی با سایر شخصیتهای اجتماعی عالم دارند، به خوبی ظاهر و بارز است. این است آنچیزی که باید در قضاوت راجع به شایستگی و ناشایستگی و نیک بختی و بدبختی اجتماع معتبر باشد و مراعات شود.* علل گرایش مردم به جوامع متمدن و غربیرخدادهایی که اینک در اروپا بین جوانان و دوشیزگان،مردان و زنان شوهردار، زنان و مردان و فرزندان و خانوادهها معمول است و در مجالس جشن و شبنشینی و رقص و ... رواج دارد، جریانهایی که زبان یارای گفتن آن را ندارد، و چه بسیار چیزهایی که در طریقه دینی در شمار امور عادی است، به نظر آنان، عجیب و غربی و خنده دار جلوه کند و بالعکس! و همه اینها بر اثر آن است که اختلاف نوع تفکر و ادراک، موجب اختلاف راه میشود. در این مرامهای احساسی از تعقل جز همان مقداری که راه بهره برداری و لذت را هموار کند، استفاده دیگری نمیشود، زیرا تنها هدف همین است و چیز دیگری جز از سنخ خودش نمیتواند مانع آن شود.* غرب هیچ قصدی جز بندگی و اسارت ملتها ندارداگر با تأمل ، تاریخ حیات اجتماعی غربیان را از بدو نهضت جدید اروپا مطالعه کرد و در خصوص رفتاری که با ملتهای ضعیف و نژادهای نگون بخت انجام داده میدهند، خوب دقت کند، بی درنگ در خواهد یافت که این جوامع در عین آن که اظهار کمال رأفت و خیرخواهی نسبت به نوع بشر میکنند و میگویند که حاضرند در راه خدمت به نوع و اعطای آزادگی و دست گیری از ستم دیدگان و بیچارگانی که حقشان را پایمال کردهاند و الغای بردگی و اسارت ملتها از جان و مال بگذرند، با وصف همه این تظاهرات ـ هیچ قصدی جز بردگی و بندگی ملتهای ناتوان زمین ندارند و هر وقت به هر وسیله که بتوانند منظور خود را اجرا میکنند، یک روز با جبر و زور، روز دیگر به نام استعمار یک روز با بلعیدن و مالک شدن یک مملکت، روز دیگر به عنوان قیومیت، روزی به نام حفظ منافع مشترک، روز دیگر به نام کمک به حفظ استقلال، روزی به عنوان حفظ صلح و مبارزه با خطراتی که صلح را تهدید میکند، روز دیگر با غوغای دفاع از حقوق طبقات محروم و مستأصل و ...* پیام شیعهپیام معنوی شیعه به جهانیان یک جمله بیش نیست، آن این است که «خدا را بشناسید» و تعبیر دیگر، راه خداشناسی را پیش گیرند تا سعادتمند و رستگار شوند و این همان جملهای است که پیغمبر اکرم (ص) برای نخستین بار دعوت جهانی خود را با آن افتتاح فرمود: «ای مردم! خدا را به یگانگی خدا را به یگانگی بشناسید و اعتراف کنید تا رستگار شوید.»* دین از منظر اروپاییانآنچه از افکار اروپاییان تراوش میکند و تا حدی تعلیمات ناقص دست خورده خودمان تأییدش میکند، این است که دین یک سلسله اعمال تشریفی است که پس از مرگ انسان را خوشبخت میسازد و بنیادش بر خداشناسی است. بدین ترتیب که انسانهای اولیه که در عهد اساطیر زندگی میکردهاند، در جهان با پدیدهها و حوادثی روبه رو میشدند که علل و اسباب آنها برایشان قابل درک نبود،مانند روح و حالات روحی و حوادث آسمانی و حوادث عمومی دیگر و نظایر آنها و در نتیجه چارهای جز اثبات یک علت مجهول فوق طبیعت به نام خدای جهان نداشتهاند.* تلقیق غرب به مااروپاییها با همه وسایل استعباد و استعمار که در رأس آنها آزادی در هر گونه شهوت رانی و سلاحهای مخرب و هولناک و از همه بالاتر تبلیغات قرار داشت،مجهز بودند و با مؤثرترین وسایل به ما تلقین کافی کردند که افکار علمی وروش زندگی ما در بازار جهان هیچ گونه ارزشی ندارد،فکر فکر اروپاییها و روش روش آنها و زندگی علمی آنهاست و برای ترقی در سیر انسانیت، هیچ تکلیفی جز این که در فکر و عمل، دنبال اروپاییها را گرفته و با تبعیت بی چون و چرا پیش رویم، نیست. با این تلقین استقلال فکری اکثریت قریب به اتفاق ما که صدها سال بود روبه ضعف و انحطاط سیر میکرد، به کلی از میان رفت و بقایای همت و اراده خود را هر چه بود باختیم. دیگر پیش ما انسانی جز غربیها و دنیایی جز غرب و زندگی جز وضع حاضر اروپا و سعادتی جز روش ماده پرستی آنها نیست.* نتیجه روشهای غیر دینی انحطاط اخلاق استروشهای غیر دینی تنها زندگی چند روزه این جهان را در نظر میگیرند و برای انسان وظایفی وضع میکنند که در سایه آنها از زندگی مادی و منافع جسمانی که میان انسان و سایر حیوانات مشترک است، بهتر بتواند بهرهبرداری نماید و در حقیقت یک زندگی حیوانی را با مناطقی که از احساسات و عواطف چرندگان و درندگان سرچشمه میگیرد، برای انسان تنظیم میکنند و دیگر توجهی به واقع بینی انسان و زندگی جاوید و مملو از معنویات وی ندارد. از اینجاست که اخلاق عالیه تدریجاً از جامعههای غیردینی رخت میبندد و روز به روز انحطاط اخلاقی آنان روشنتر و آشکارتر میشود.* گوشهای از وظایف والدین نسبت به فرزنداز نخستین روزی که کودک سخن یا اشاره را میفهمد، پایه اخلاق پسندیده و صفات شایسته را در روان وی بنا نهاده استوار سازند و تا میتوانند او را از موضوعات خرافی نترسانند و از کارهای زشت و خلاف عفت باز دارند و خود نیز از گفتن دروغ و بدگویی و دشنام و الفاظ رکیک اجتناب کنند و در برابر وی کارهای پسندیده کنند تا عفیف و عالی طبع بار آید و از خود جدیت و همت و عدالت بروز دهند تا عدالت دوستی،نوع پروری آنان از روی قانون انتقال اخلاق به وی منتقل شود. منابع:بنده خاص؛ مجموعهای از تفکرات و گفتارهای علامه طباطباییتعالیم اسلام (سیدهادی خسروشاهی)شیعه در اسلام (سیدهادی خسروشاهی) |
↧
یک تبسم به اهل معصیت...
↧
نظر سیانان درباره معماریایرانی
↧
محل دفن مرتضی پاشایی
↧
↧
به دلت نگاه کن
به گزارش جهان، محمد لطفی زاده در وبلاگ "منبر اینترنتی" نوشت: تولی و تبری موضوع مهمی است که نقش انسان را در عرصه عاشورا و کربلا مشخص میکند. دوستی و محبت اهل بیت علیهم السلام و دشمنی با دشمنان خداوند و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام معیاری است که خیر و شر انسان را معین میکند. امام باقر علیه السلام به نقل از میزان الحکمه، ج 2، ص 452 فرمود : إذا أرَدتَ أنْ تَعلَمَ أنَّ فيكَ خَيرا فانْظُرْ إلى قَلبِكَ ؛ فإنْ كانَ يُحِبُّ أهلَ طاعةِ اللّه ِ و يُبْغِضُ أهلَ مَعصِيَتِهِ ففيكَ خَيرٌ ، و اللّه ُ يُحِبُّكَ . و إنْ كانَ يُبغِضُ أهلَ طاعةِ اللّه ِ و يُحِبُّ أهلَ مَعصيَتِهِ فليسَ فيكَ خَيرٌ ، و اللّه ُ يُبغِضُكَ ، و المَرءُ مَع مَن أحَبَّ. هرگاه خواستی بدانی که در تو خیری هست به دلت نگاه کن. اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصیت خدا را دشمن داشت در تو خیر است و خدا هم تو را دوست دارد ولی اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصیت خدا را دوست داشت خیری در تو نیست و خدا هم با تو دشمن است و انسان با کسی است که دوستش دارد. این حدیث شریف نشانه آن است که اگر انسان بدحجابی و فساد در ماهواره و اینترنت را دوست داشت خداوند سبحان با او دشمن است و اگر اهل حجاب و عفاف و نماز و مذهب را دوست داشت خداوند رحیم هم او را دوست دارد. نکته مهم در انتهای این حدیث آن است که انسان با هر که و هرچه دوست دارد محشور میشود و همراه خواهد بود. اگر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را دوست داشت با آنان محشور میشود ان شاء الله تعالی و اگر خدای ناکرده اهل معصیت و استکبار جهانی را دوست داشت با آنها همراه خواهد بود. امیدواریم خداوند سبحان به ما توفیق دوست داشتن اهل مذهب و طاعت الهی و دشمن داشتن معصیتکاران را عنایت فرماید. |
↧
اولین باری که حسین (ع) روزه می گیرد
پاداش پیامبر به امام حسین برای اولین روزه انوار الشهاده مرحوم یزدی: اولین بار است که آقا امام حسین(ع) روزه گرفته، فاطمه(س) فرستاد دنبال آقا رسول الله(ص) بابا جان! یا رسول الله اولین بار است حسین(ع) روزه گرفته، افطار قدم رنجه کنید، خدمت شما باشیم، همه کنار سفره ی افطار حسین(ع) جمعند، وقت افطار که شد، آب مقابل حسین(ع) گذاشتند، وقتی خواست افطار کند یک نگاه به صورت جدش رسول الله(ص) کرد، یا جدّاه، به من چه می دهی افطار کنم؟ رسول الله(ص) یک نگاه به صورت قشنگ حسین(ع) کرد، فرمود: نصف عبادت های من برای آن هایی که تو را دوست دارند. آقا امیرالمومنین(ع) فرمود: حسین جان افطار کن، بابا جان به من چه می دهی افطار کنم؟ امیرالمومنین فرمود: نصف عبادت های من برای آن هایی که تو را دوست دارند. فردای قیامت یک وقت به پرونده ی اعمالت نگاه می کنی، عبادت های علی(ع) را می بینی. حضرت فاطمه الزهرا(س) فرمود: پسرم افطار کن، مادر به من چه می دهی افطار کنم؟ نصف عبادت های من برای آن هایی که برای تو گریه می کنند، ثواب یکی از آن نمازهای شب نشسته حضرت زهرا(س) برای همه ما بس است، ثواب یکی از آن تازیانه هایی که در راه ولایت خود برای مغفرت ما در روز قیامت بس است. امام حسن(ع) فرمود: داداش افطار کن. برادر جان شما به من چه می دهی؟ فرمود: فردای قیامت خودم بر در بهشت می ایستم و یک یک محبّانت را وارد بهشت می کنم، وقتی همه آنها وارد بهشت شدند، بعد خودم وارد می شوم. |
↧
کتابخانهای که رهبرانقلاب نگذاشت از بین برود
به گزارش جهان به نقل از فارس، از جمله دغدغههای همیشگی رهبر انقلاب در همه این سالها، ترویج و تبلیغ فرهنگ کتابخوانی در میان مردم بوده است و بارها با زبان گلایه و شکوه نسبت به این موضوع پرداختهاند. ایشان در جایی در اینباره گفتهاند: «مردم ما، با کتاب، بیش از آنچه که امروز انس دارند باید انس بگیرند.کتابخوانی چیزی است که برای یک ملت، فریضه است؛ واجب و لازم است. مردمی که اهل کتاب خواندن باشند، از لحاظ معلومات و ذکاوت و هوشیاری، تفاوت میکنند با مردمی که با کتاب و مطبوعات انس نداشته باشند.» در کنار این موضوع اما شاید جالب باشد که بدانیم رهبر انقلاب، در قالب یک علاقهمند به حفظ مواریث شیعه نیز عمل کرده و نگذاشتهاند گنجینههای ناب اسلامی و شیعی که در طول قرنها با مجاهدت علمای شیعه بهدست ما رسیده است، از بین برود. ماجرای خرید کتابخانه بیش از ۸۰۰۰ جلدی مرحوم حاج مصطفى خوانسارى توسط رهبر انقلاب نیز یکی از آن ماجراهای شنیدنی و جذاب است که برای اولینبار توسط پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR منتشر میشود.بیست و دو سال پیش بود که یک دستور در سلسلهمراتب دفتر رهبر انقلاب وارد گردش کار شد. رهبر انقلاب حجتالاسلام محمدی گلپایگانی را مأمور خرید کتابخانه شخصی یکی از علمای تازه درگذشته در قم کرده بودند. چند سال بعد رهبر انقلاب ماجرای این اتفاق را در یکی از سخنانشان اینطور شرح دادند:«ما کتابخانهى مرحوم حاج مصطفى خوانسارى را بعد از وفات ایشان خریدیم. ایشان کتابخانهى بسیار نفیسى با پنج، شش هزار جلد کتاب خوب داشت که حدود هزار و اندى از کتابهایش خطى بود. من چون دیدم این کتابها از دست مىرود؛ ضایع مىشود، همهاش را خریدیم. ایشان مثل چشمش این کتابها را حفاظت مىکرد. ما کتابهاى خطى کتابخانه ایشان را به آستان قدس فرستادیم و کتابهاى چاپىاش را هم به مؤسسه آقاى مصباح در قم دادیم؛ هدیه کردیم.»۱* اما اصل ماجرا چه بود؟با گسترش استعمار در سدههای نوزدهم و بیستم، اتهامهایی علیه جایگاه علمی شیعه طرح شد مبنی بر اینکه نقش تشیع در تاریخ علم اسلامی کمتر از آن است که تا به حال ادعا میشده؛ شیعیان تألیفات چندانی ندارند و کتابهای زیادی از آنان بهجا نمانده است! این گفته برای عدهای سخت آمد. بزرگان شیعه نهضتی راه انداختند تا ثابت کنند علمای جهان تشیع نهتنها کم کتاب ننوشتهاند بلکه آثار زیادی در زمینه علوم مختلف اسلامی تألیف کردهاند.«معروف بود ... که این کتاب فجر الاسلام را که احمدامین مصرى نوشت، تهمتهاى زیادى و اهانتهاى زیادى در این کتاب به شیعه کرده است - بعد هم ضحى الاسلام و ظهر الاسلام و عصر الاسلام را نوشت و همینطور در همه اینها همین اهانتها تکرار شده - وقتى منتشر شد، موجب شد که تعدادى از بزرگان و روشنفکران حوزهى علمیه نجف به فکر بیفتند و پاسخ عملى بدهند. لذا مرحوم آشیخ آقابزرگ تهرانى کتاب الذّریعه را نوشت؛ مرحوم سید محسن جبل عاملى کتاب رجال معروف خودش را و اعیان الشیعه را نوشت؛ مرحوم صدر کتاب تأسیس الشیعه لفنون الاسلام را نوشت؛ اینها دفاع کردند، دفاع عملى. یعنى یک کتاب سیصد چهارصد یا دویست سیصد صفحهاىِ فجر الاسلام موجب شد که چند دایرةالمعارف بزرگ در شیعه به وجود آمد. این، زنگ بیدارباش بود؛ خورد، این طرف بیدار شد و کارى که باید بکند، انجام داد.»۲آیتالله سید مصطفی صفائی خوانساری در کنار حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدتقی فلسفی* کتابخانهای برای دفاع از حریم شیعهدر همان سالها آقاسید احمد خوانساری (متوفی ۱۳۵۹ قمری) هم دست به کار شد. او میخواست با الهام از الذریعه کتابی بنویسد و دایرةالمعارفی از کتابهای شیعه تهیه کند. لازمه تألیف چنین کتابی دسترسی به نسخههای خطی و چاپی فراوان بود. علیرغم کمی امکانات و کمبودهایی که بهخصوص در دوره پهلوی اول بود و با وجود درد چشم و مشکل بینایی، او کارش را با جمعآوری کتابها آغاز کرد. حتی نسخههایی را که از دیگران قرض میگرفت به قلم خودش استنساخ کرد. حاصل کار او شد کتاب «کشف الاستار عن وجه الکتب و الاسفار» که یکجور کتابشناسی تفصیلی شیعه بود. با وفات سید احمد خوانساری کتابها به پسرش سید مصطفی صفایی خوانساری رسید. سید مصطفی خوانساری در قم زندگی میکرد و زمان حیات پدر در جمعآوری کتابها کمککارش بود و گاهی نسخههایی را از قم به کتابخانه شخصی پدر در خوانسار میفرستاد. بهعلاوه در کتابشناسی هم استاد بود. آقا مصطفی صفایی خوانساری جزو روحانیون فاضل و محقق قم، در بین اهل علم و مراجع تقلید جایگاه ویژهای داشت. آیتالله ابطحی اصفهانی که خود از کتابشناسان مبرز قم است، او را مرجعالمحققین خطاب میکرد و آیتالله سبحانی نیز به ایشان لقب «دایرةالمعارف سیال حوزهی علمیهی قم» داده بود.توجه به میراث پدر، علاقه به حوزههای مختلف علوم و همینطور کتابشناسی آیتالله سید مصطفی صفایی خوانساری، سبب شد کتابخانه کوچکی که با مشقت پدر در خوانسار گرد آمده بود، گسترش یابد و به غنیترین و مهمترین کتابخانه شخصی (پس از کتابخانه مرحوم آیتاللهالعظمی نجفی مرعشی) بدل گردد. او کتابها را با وسواس میخواند، بر آنها حاشیه مینوشت و برای هر کدام به دقت شناسنامهای تهیه میکرد. دهها جلد از نسخههای خطی ناقص این کتابخانه را با مقابلهی نسخ دیگر به خط خود تکمیل کرد؛ بسیاری از نسخهها را نیز استنساخ و تصحیح نمود. کتابهای زیادی با استناد به نسخ منحصر به فرد موجود در این کتابخانه به چاپ رسید که بهعنوان نمونه میتوان به «جامعُ الرُواة» اردبیلی۳ و «قرب الاسناد» حمیری اشاره کرد. * محققی که محل رجوع مراجع تقلید بوددر آن سالها دسترسی به کتاب آسان نبود و بسیار پیش میآمد که بزرگانی چون آیتاللهالعظمی بروجردی، طلاب را برای دسترسی به کتابها به کتابخانه آیتالله خوانساری ارجاع دهند. آیتالله خوانساری از معتمدین و نزدیکان آیتاللهالعظمی بروجردی بود. او به همراه آیتالله فاضل قفقازی (پدر مرحوم آیتاللهالعظمی فاضل لنکرانی) و آیتالله حاج شیخ محمدعلی کرمانی، شورای استفتاء آیتاللهالعظمی بروجردی (زعیم حوزهی علمیه قم) را اداره میکردند. آقای خوانساری به کتابخانههای مدرسه فیضیه و مسجد اعظم نیز رسیدگی میکرد و بعضی وقتها از جانب آیتالله بروجردی مأموریت مییافت در سفر به شهرها و بلاد کتابهایی را برای حوزه خریداری کند.آیتالله سید مصطفی صفائی خوانساری در سنین کهنسالی در کنار آیتالله محمدرضا گلپایگانیگنجینه کتابخانه آیتالله خوانساری ۱۵۱۲ نسخه خطی داشت و ۶۵۰۰ نسخه چاپی. قدمت ۶۲ نسخه از آن به قبل از سال هزار هجری قمری برمیگشت و ۲۷۰ نسخهاش به قلم مرحوم سید احمد خوانساری استنساخ شده بود. ۱۱۰ نسخه مزین به دستخط علما و بزرگان دین بود و ۶۲ نسخه دیگر هم تذهیبکاری شده بود. کتابهای چاپی این کتابخانه هم منحصر به فرد بودند. بسیاری از آنها چاپ سنگی و یا چاپ اول بودند و ویژگی متمایزکنندهشان از نسخ چاپی دیگر این بود که تعدادی از اینها در چاپهای بعد تغییراتی کرده بودند و این کتابها در حقیقت نسخ قبل از تحریف بشمار میآمدند. علاوه بر این، مرحوم آیتالله خوانساری از برخی کتابها چند نسخه داشت که امکان مقابله و تصحیح نسخ را فراهم میکرد.این کتابها با مشقت فراوان و در طول سالیان تهیه شده بود و یافتن هر کدامش ماجرایی داشت. کتاب «عبقات الانوار»۴ یکی از آنهاست که آیتالله مصطفی خوانساری در جستوجوی مجلد حدیث منزلت این کتاب، پسرش احمد (که همنام پدربزرگ بود) را مأمور کرد در سفر به هند، نسخهای از آن را تهیه کند. او نیز در نهایت توانسته بود به کمک سفیر ایران در هند، نسخهای از کتاب را از نوه میرحامدحسین هندی، نویسنده کتاب بگیرد. آیتالله خوانساری از کتابها بهدقت محافظت میکرد. تعدادی از کتب نفیس را به شکل جداگانه در صندوقچههایی مخصوص نگه میداشت و در هر صندوقچه، یک جلد قرآن و یک جلد صحیفهی سجادیه میگذاشت تا کتاب را از آسیبهای احتمالی حفظ کند. * کتابخانهای که از بین نرفت۲۳ مهرماه ۱۳۷۱ آیتالله سید مصطفی خوانساری رحلت کرد. از همان نخستین روزهای رحلت ایشان مراجعات گروههای مختلف برای در اختیار گرفتن این گنجینه ارزشمند آغاز شد. عمده مراجعین سه گروه بودند؛ نخست کسانی که قصدشان از خرید این مجموعه، صرفاً کسب منفعت از تجارت کتاب بود. دوم آنهایی که این کتابها را برای کتابخانه شخصی خود میخواستند و دستهی سوم، مؤسسات و یا کتابخانههای کوچک قم و شهرستانهای دیگر که در تلاش بودند این گنجینه عظیم را تصاحب کنند. مدتی گذشت و خبر به گوش رهبر معظم انقلاب رسید. آقای محمدی گلپایگانی به نمایندگی از حضرت آیتالله خامنهای آمادگی ایشان برای خرید کتابخانه را به فرزندان مرحوم خوانساری اعلام کرد و آنها را در جریان نیت ایشان برای خرید کتابخانه و اهدای آن به آستان قدس رضوی و مؤسسه امام خمینی (ره) قرار داد. آنها نیز پذیرفتند و معامله انجام شد. احمد خوانساری با همان پول برای پدربزرگش آیتالله احمد خوانساری مقبرهای ساخت و کمی بعد مؤسسه خیریه ایتامی هم تأسیس کرد که باقیاتالصالحاتش ماندگار باشد. یک روز بعد، آیتالله استادی برای تحویل کتابخانه به قم آمد. از آنجا که در دوره بیماری آیتالله خوانساری و روزهای پس از ارتحال ایشان، کسی به کتابخانه رسیدگی نکرده بود، چهار پنج مجلد از کتابهای روی طاقچه را موریانه خورده بود. فقط کافی بود تا کمی دیگر خرید و انتقال کتابها به عقب بیفتد و پیک رهبر انقلاب کمی دیرتر برسد تا موریانه همه کتابهای خطی را از بین ببرد.پینوشتها:۱. بیانات در دیدار اعضاى همایش مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانى ۱۳۸۴/۵/۱۵۲. بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى، ۱۳۸۹/۶/۲۵۳. با نام کامل «جامعُ الرُواة و اِزاحةِ الاشتباهات عن الطرقِ و الاَسناد»۴. با نام کامل «عبقات الانوار فی مناقب الائمة الاطهار» |
↧