به گزارش جهان، فارس در مطلبی به قلم محمد آجرلو آورده است، بعد از شهر بصری الشام در جنوب سوریه، شهر ادلب در شمال نیز در ۲۹ مارس ۲۰۱۵سقوط کرد و ارتش از آنها به سمت پایگاههای جسر الشغور، مسطومه و اریحا عقب نشینی کرد. این امر در زمانی اتفاق افتاد که در دو سال اخیر ارتش و نیروهای مردمی سوریه توانسته بودند ضربات سنگینی را به گروههای معارض وارد نمایند. حال سوالی که این جا مطرح میشود این است که دلایل اصلی سقوط شهر ادلب چیست؟ و آثار و پیامدهای سقوط این شهر بر آینده بحران سوریه به چه صورت خواهد بود؟بعد آغاز تحولات جهان عرب در اواخر سال ۲۰۱۰، جهان عرب شاهد تغییراتی در سطوح مختلف از انقلاب، جنگ داخلی، تجاوز خارجی، تغییر دولتها، آغاز اصلاحات و تغییر رویکرد کشورها نسبت به مطالبات مردمی و معادلات بین المللی شد. یکی از این بحرانها که نزدیک به پنج سال به طول کشیده و تبدیل به یک بحرانی فراتر از مرزهای یک کشور شده، بحران سوریه میباشد.هر چند مطالبات مردمی در تداوم بحران سوریه نقش دارند ولی با نگاهی به نقشه صف آراییهای منطقهای، نقش عوامل خارجی در این اعتراضات را نباید نادیده گرفت. تداوم بحران سوریه به نوعی نتیجه رقابت بین دو جریان متعارض "مقاومت" و "محافظه کار" در منطقه غرب آسیاست که در این راه با ورود گروه های تکفیری و موج سواری جریان محافظه کار برای ضربه زدن به جریان مقاومت، این بحران به دلیل حجم بالای تلفات آن، بسیار خونبار شده است.در اثر این بحران اتحادها و ائتلافهایی منطقهای و بین المللی برای تغییر نظام سوریه به رهبری بشار اسد شکل گرفت، ولی با هوشیاری نظام سوریه و متحدانش این توطئه ناموفق بده است. یکی از مناطق اصلی درگیری در این بحران، شمال سوریه است. هم مرزی استانهای شمالی حلب و ادلب سوریه با ترکیه و حمایت این کشور از معارضان سبب شدت درگیری در این منطقه شده است.شهر ادلب مرکز استان مرزی ادلب در شمال غرب سوریه در همسایگی ترکیه قرار دارد. این استان در همسایگی استانهای حلب، حماه و لاذقیه در کشور سوریه و استان هاتای در کشور ترکیه قرار دارد. ادلب به دلیل پر بارانتر بودن مناطق آن نسبت به مرکز سوریه از موقعیت کشاورزی خوبی برخوردار است. از نظر بافت جمعیتی متشکل از عشایر یکجا نشین عرب، ترکها و کردهای سوری است که اکثریت آن را اهل سنت تشکیل میدهند و اقلیتهای میحی، دروزی، شیعه و علوی نیز در آن زندگی میکنند.از ابتدای بحران سوریه در سال ۲۰۱۱ درگیریهای مسلحانه در استان ادلب آغاز شد و مناطق جسر الشغور و اریحا به دلیل وجود پایگاههای نظامی در صدر اخبار درگیری قرار گرفت اما به تدریج ارتش سوریه توانست با عقب راندن معارضان به مناطق مرزی، کنترل مناطق را به شکل ناپایداری حفظ کند. این استان به عنوان محور انتقال تسلیحات از ترکیه به جبهه شمال غرب یعنی مناطق شمالی استان ادلب، حومه لاذقیه و حومه شمالی دمشق، موقعیت استراتژیک خود را همچنان حفظ خواهدکرد.ارتش و نیروهای مردمی سوریه بعد از یک دوره ناکامی از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ توانسته بودند از ابتدای سال ۲۰۱۳ شرایط جنگ را به سود خود در اکثر محورها پیش ببرند ولی از ابتدای سال ۲۰۱۵ به تدریج شاهد متحمل شدن شکست در برخی محورها در جنوب و شمال هستیم که به نظر میرسد دلایل این امر عبارتند از:۱. درگیری در چند محور به صورت همزمان: در چند ماه اخیر ارتش و نیروهای مردمی سوریه در محورهای مختلف وارد درگیری شدیدی شدند که همین امر حمایتهای لجستیکی و پشتیبانی در برخی محورها را ایجاب کرد و این امر موجب عقب نشینی در این محورها شد.۲. پاکسازی حومه لاذقیه و تجمع نیروها در ادلب: ارتش سوریه در چند ماه اخیر اقدام به پاکسازی مناطق حومه لاذقیه کرده است و همین امر موجب فرار گروههای معارض درگیر در این مناطق به نزدیکترین مواضع شده که به دلیل فاصله کم ادلب و حومه آن مقصد آنها قرار گرفته است و همین امر جبهه معارضین را در این منطقه تقویت کرده است.۳. عقب نشینی تاکتیکی: ارتش سوریه به علت نیاز به نیروهای خود در حفظ محور لاذقیه و دمشق، به دلیل امن نگه داشتن مسیر بنادر مدیترانه به دمشق حاضر شده در این موضع دست به عقب نشینی تاکتیکی بزند.۴. طولانی شدن جنگ: طولانی شدن جنگ یکی از عوامل فرسایش نیروهای نظامی است که همین امر از آسیبهای جدی ارتش امروز سوریه میباشد. حضور طولانی در مناطق جنگی، دوری از خانواده، مشکلات معیشتی و عوارض ناشی از جنگ را نباید در اوضاع کنونی ارتش سوریه نادیده گرفت.۵. متحد شدن گروههای معارض: یکی از عوامل پیروزیهای پی در پی ارتش سوریه در دو سال اخیر اختلافات درونی گروههای معارض با یکدیگر بود. برای مثال می توان به درگیری گروههای تکفیری النصره با داعش و یا ارتش آزاد و یا فتح الاسلام اشاره کرد که خود این امر ضربات سنگینی را به جبهه معارضین وارد کرده بود. در شرایط کنونی به نظر می رسد این گروه ها به صورت موقتی با یکدیگر متحد شده اند. علت این اتحاد را باید در عوامل زیر جست:الف: نزدیکی نشست صلح مسکو: به دلیل نزدیکی نشست صلح مسکو، گروههای معارض برای به دست آوردن برگ برنده در مذاکرات سعی کردهاند تا حدودی به وحدت برسند و حتی با گروههای تکفیری همچون النصره همکاری کنند.ب: تحولات یمن: کشورهای حامی گروههای معارض به دلیل اتحادشان در موضوع یمن سعی دارند با متحد کردن اهداف خود در موضوع یمن مشکلات خود در دیگر جبهه به خصوص سوریه و عراق را به حداقل برسانند.۶. تحولات عراق: پیروزیهای چشمگیر ارتش و مردم عراق بر گروه داعش و همین طور احساس خطر حامیان عربی این گروه به نزدیک شدن آن ها به مرزهای کشورهای همسو، موجب سوق دادن برخی از نیروهای این گروهها و تمرکز نیروهای امنیتی این کشورها در سوریه شده و همین امر باعث تقویت جبهه معارضین شده است.سقوط شهر ادلب به عنوان یکی از شهرهای بزرگ سوریه برای نظام این کشور از وجوه مختلفی قابل تحلیل است که پیامدهای آن به صورت کلی عبارتند از:۱. استحکام خطوط معارضان: سقوط این شهر جبهه معارضان را جهت اقدامات بعدی مستحکمتر کرده و در صورت ادامه روند کنونی ارتش سوریه در برخی محورهای دیگر نیز شاهد این امر خواهیم بود.۲. سرپوشی بر جنایات در یمن: اخبار فتوحاتی این چنین در رسانههای عربی میتواند همچون سرپوشی بر جنایات ائتلاف عربی در بمباران مناطق مسکونی و زیرساختهای یمن محسوب شود و به این وسیله از تحت تاثیر قرار گرفتن افکار عمومی علیه این عملیات در جهان عرب و غرب جلوگیری نمایند.۳. خطر سقوط فوعه و کفریا: با سقوط ادلب دو شهر شیعه نشین فوعه و کفریا که ماهها توانسته در برابر حملات گروههای معارض به ویژه تکفیریها مقاومت کنند در معرض خطر قرار گرفتند. سقوط شهرهای شیعه و علوی نشین اهمیت ویژهای دارد زیرا زمینه ساز یک قتل عام و کشتار جمعی نیز میباشد.۴. تجدید قوای نیروهای نظامی: نگه داشتن منطقه ادلب به دلیل تمرکز نیروهای مختلف معارض از تکفیری و ارتش آزاد به دلیل نزدیکی به مرز ترکیه برای ارتش سوریه بسیار هزینه بر از لحاظ لجستیکی و نیروی انسانی شده بود و این عقب نشینی امکان تمرکز نیرو در مناطق دیگر و تجدید قوا برای یک عملیات گسترده در استان ادلب میشود.۵. تقویت محور شمال و جنوب: این دو شکست در محور شمال و جنوب موجب توجه بیشتر رهبران نظام و سران ارتش در توجه به بازسازی و تقویت ارتش سوریه خواهد شد و زمینه ساز تغییرات استراتژیک و تاکتیکی در نوع عملیاتهای ارتش و سازماندهی بهتر نیروهای مردمی خواهد شد.در جمع بندی مطالب فوق باید گفت سقوط ادلب اگر چه شکستی تلخ برای ارتش و نیروهای مردمی محسوب میشود اما اتحاد بیشتر صفوف حامی نظام و تدوین یک استراتژی صحیح توسط ارتش و نیروهای مردمی، زمینه ساز پیروزیهای بعدی خواهد شد و در این میان باید متحدان منطقهای نظام سوریه به این نکته توجه داشته باشند که جبهه سوریه، چشم اسفندیار، محور مقاومت است و هرگونه ضربه به آن محورهای دیگر همچون عراق، لبنان و یمن را تحت تاثیر قرار خواهد داد.